تبليغاتX
برای ساختن ایرانی ثروتمند و شاد

برای ساختن ایرانی ثروتمند و شاد

آموزش هدف گذاری ، مثبت اندیشی و کار تیمی

راز ناپلئون هیل -- داستان شخصی من

برای جلب توجه شما در اینجا داستان شخصی خودم را می گویم.راز ناپلئون هیل برخی اوقات به قانون جذب اشاره می کند......

سالهاست که استادان بزرگ موفقیت از قانون جذب به عنوان راز پیروزی های بزرگ در زندگی یاد می کنند.شما هدفی را مشخص می کنید و آن را به طور واضح و شفاف در ذهن خود نگه می دارید و با آن زندگی می کنید و این تصویر ذهنی مثبت سبب بروز حوادث و فرصت هایی می شود که شما را به موفقیت نهایی می رساند.عالی است نه؟ اما برای خیلی از افراد این قانون کار نمی کند!!خوب من دوست دارم که تجربه ی خودم را از به کار بردن اصول و استفاده از قانون جذب با شما در میان بگذارم.

داستان از روزی شروع شد که سوار بر اتومبیل در راه خانه بودم و به یک نوار کاست گوش می دادم که از هدف گذاری و قانون جذب صحبت می کرد.زمانی که به خانه رسیدم جملات آخر هنوز در گوشم بود:چطور می توانید به هدفی برسید که آن را تعیین و تنظیم نکرده اید؟

برای اولین بار آن کلمات با امواج ذهنی من هماهنگ شدند و با خود فکر کردم که اگر اهداف بزرگی را تعیین کنم و به آنها نرسم و ..........اشکالی که ندارد آن را امتحان می کنم.این تنها انگیزه ای بود که من در آن وقت نیاز داشتم.

یک ظرف سوپ و یک دفترچه و یک خودکار برداشتم و به اسکله ی خلوتی در کنار ساحل رفتم.سه چهار ساعت آنجا بودم و از خودم عمیقا" سوالهایی پرسیدم.به راستی مهمترین چیزها برای من در زندگی چی بود؟در نهایت برای خودم چهار هدف بزرگ تعیین کردم که اولین آنها تبدیل شدن به مشاور توسعه ی شخصی ظرف سه سال بود.

تا آن زمان تخصص من در رشته ی IT بود و نمی دانستم که چطور شغل و مهمتر از آن تخصص ام را عوض کنم ، ولی این اتفاق افتاد.

شرکتی که برای آن کار می کردم در یک شرکت بزرگتر ادغام شد و روسای جدید به نقش من در سازمان اهمیتی نمی دادند . من هم به ناچار به دنبال فرصت جدید کاری بودم.تا اینکه آگهی استخدام یک نویسنده ی فنی را دیدم.خیلی خوب بود و من می توانستم در آنجا مهارتهای نوشتاری خود را بالا ببرم تا به هدف مهم خود نزدیکتر شوم.پس فرم استخدام را پر کردم و برای مصاحبه پذیرفته شدم.

هنگام مصاحبه دو نفر از من سوالاتی می پرسیدند و یکی از آنها سوال جالبی پرسید:
خودت را در پنج سال آینده در کجا می بینی؟
من نمی دانستم که بدون فکر قبلی چطور به این سوال جواب بدهم اما گفتم:
خوب من خودم را یک نویسنده می بینم(می خواستم شغل را هم به دست آورم)، ومایلم که تا آن زمان یک کتاب موفق نوشته باشم.

او پرسید که راجع به چه موضوعی می خواهی بنویسی و من هم بدون معطلی تمام احساسات و برنامه ام را برای نوشتن کتاب توسعه ی فردی شرح دادم.
تو جواب داد : خیلی جالب است.
بعد هم اتاق را ترک کرد و پس از چند دقیقه با سه طرح متفاوت در دست برگشت.
ما این عناوین را به این صورت تفکیک کرده ایم ، می توانید آنها را یاد بگیرید؟

نزدیک بود که از روی صندلی بیافتم.موضوعاتی که به من پیشنهاد می کرد دقیقا" همان چیزهایی بود که مدام به آنها فکر می کردم.بلافاصله  ذهنم به چند ماه پیش و اسکله ی ساحلی رفت.

داستان را کوتاه می کنم ، من شغل مورد نظر را به دست آوردم و تبدیل به یک مشاور توسعه فردی شدم.داستان اسکله هنوز هم من را به وجد می اورد.

به عقیده ی من فرصت ها اطراف ما را در زندگی احاطه کرده اند اما به خاطر آنکه ما بر چیزهای دیگری تمرکز کرده ایم ، اکثر آنها را از دست می دهیم.این قدرت خلق تصویر ذهنی و مشاهده ی به وقوع پیوستن آن در ذهن است.

اکنون به پایان این کتاب رسیده ایم اما داستان دیگری شروع شده است.داستان شما ، وجه داستان جالبی می تواند باشد.تمام آینده ی شما پیش روی شماست تا با استفاده از اصولی همچون راز ناپلئون هیل آن راشکل بدهید.
به یاد داشته باشید که شما راز ناپلئون هیل را در اختیار دارید.رازی که هزاران نفر را به ثروتهای میلیونی رسانده است و ما باید از ناپلئون هیل به خاطر تشریح این راز برای ما ممنون باشیم.

من شخصا" عبارت مورد نظز ناپلئون هیل را بر روی کارتی نوشته ام و همه جا در جیب من است و یک کپی مشروح تر آن را پشت در اتاقم چسبانده ام.به عقیده ی من فایده ی این کار این است که ما همیشه بر روی هدفمان متمرکز باقی می مانیم ، هدف مشخص با زمان دستیابی معین.

فقط به باورپذیری خود را در هنگام استفاده از راز ناپلئون هیل به یاد داشته باشید.

هر چیزی که ذهن بپذیرد و باور کند ، به آن می رسد.
حالا زمان آن است که آینده ی خود را اکنون خلق کنید.

موفق باشید.
به امید دیدار شما در بلندترین قله ی موفقیت.
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387ساعت 0:1  توسط محمد جواد محبی  | 

راز واقعا" چیست؟قسمت دوم

چهارم.یک برنامه برای رسیدن به هدفتان تدوین کنید و بلافاصله چه آماده باشید چه نه ، دست به کار شوید.

در اینجاست که ما بایستی دو گام مهم را برداریم :اول ایجاد طرح و دوم اجرای آن.چه آماده باشید چه نه!!!
شما ممکن است تعجب کنید که چرا بایستی طرح را پس از تعیین زمان رسیدن به هدف باید تعیین کرد.شاید به خاطر آنکه مردم برعکس آن را انجام می دهند.
برای درک کردن طرح ، ذهن شما پاسخی روشن به این سوال خواهد داد:چطور می توانم x مقدار پول را در y زمان بدست بیاورم؟پاسخی که شما دریافت می کنید بستگی به این دو فاکتوری دارد که تعیین کرده اید ، اگر شما به اندازه ی کافی بزرگ آرزو کرده باشید و همچنین آرزوی شما برایتان باور پذیر باشد ، شما در مسیر مستقیم رسیدن به هدف قرار دارید.
و او بدون وقفه می گوید بر اساس آن بلافاصله دست به کار شوید.چه آماده باشید و چه نه؟
شما ممکن است در آینده بنابر شرایط مسیر خود را عوض کنید.(مسیر نه هدف) اما الان چیزی مشخص نیست
پس همین حالا شروع کنید.

پنجم.یک جمله ی واضح و خلاصه از مقدار پولی که می خواهید بنویسید،زمان رسیدن به آن را ذکر کنید و بنویسید که در قبال آن حاضرید چه چیزی را بدهید و شرح دهید که طرح شما چطور پولها را روی هم انباشته می کند.

این مرحله را کامل و مو به مو انجام دهید.دلیلی برای اینکار وجود دارد پس فکر نکنید که می توانید اینکار را در ذهنتان انجام دهید.به یاد داشته باشید که بسیاری از میلیونرها پیش از این اینکار را انجام داده اند.

ششم.عبارت نوشته شده را روزی دو بار با صدای بلند ، صبح ها پس از برخاستن از خواب و شبها پیش از خواب بخوانید.همانطور که می خوانید ، ببینید ،احساس کنید و باور کنید که آن مقدار پول را در اختیار دارید.

 ناپلئون هیل می گوید که این مرحله تعیین کننده است و برخی لغات را برای تاکید بیشتر پر رنگ تر نوشته است.
جایی را پیدا کنید که روزی دوبار اینکار را انجام دهید،جمله ی تاکیدی را بخوانید:

  • دو بار
  • با صدای بلند
  • درست پس از برخاستن از خواب
  • درست پیش از به خواب رفتن
به یاد داشته باشید که او تاکید می کند:

  • ببینید
  • احساس کنید
  • باور کنید
دوست من شما اکنون راز ناپلئون هیل را در اختیار دارید.اکنون من مایلم که گام هفتمی را هم اضافه کنم.اضافه کردن گام هفتم به دلیل این نیست که ناپلئون هیل چیزی را فراموش کرده باشد ، بلکه به خاطر تاکید بر عاملی است که باعث می شود مردمی که این راز را در اختیار دارند باز هم زندگی شان سرشار از وفور و برکت نمی شود.

هفتم.دست به عمل بزنید و متعهد شوید که همیشه در حرکت باقی بمانید.هر روز حتما" یک گام ، هرچند کوچک به سمت هدف بردارید.

برخی روزها گامهای بزرگتر . برخی روزها گامهای کوچکتری را بر می دارید،اما متعد شوید که هر روز یک گام را به سمت هدف بردارید.اگر شما این مراحل را روزانه انجام دهید ، شما نمی توانید که شکست بخورید.با تکرار روزانه شما در مسیر درست قرار می گیرید و پس از در آغوش کشیدن رویای خود یه نیروی این راز پی خواهید برد.

زمانی که بدانید که راز را در اختیار دارید ، به ابتدای مراحل ذکر شده می روید و کار خود را شروع می کنید اما این بار  باور پذیری شما نسبت به این راز به دلیل تجربه ی مثبتی که داشته اید افزایش یافته و زمان آن می رسد که رویاهای واقعا" بزرگ را در سر بپرورانید و اکنون هیچ چیز نمی تواند شما را متوقف کند.

موفق باشید
به امید دیدار شما در بلندترین قله ی موفقیت







+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387ساعت 8:35  توسط محمد جواد محبی  | 

راز واقعا" چیست؟ قسمت اول

مدتها من فکر می کردم که راز این است که رازی وجود ندارد.سپس مثل سایرین متقاعد شدم که رازی که ناپلئون هیل گفته در تمام فصول کتاب تکرار شده وجود دارد و من بارها کتاب را جستجو کردم تا چیزی غیر عادی بیابم.اگر که راز در هر فصلی از کتاب وجود داشت من نمی توانستم آن را ببینم.ابتدا خودم را متقاعد کردم که رازی وجود ندارد ، سپس به این نتیجه رسیدم که حتما" برای موفقیت رازی وجود دارد و باید آن را پیدا کنم.کم کم به این نتیجه رسیدم که رازی وجود دارد اما نه برای خواندن ، بلکه برای عمل کردن.

و واقعا" راز در همه ی فصول کتاب وجود دارد و در دو فصل به وضوح شرح داده شده و دلیل آنکه مردم آن را نمی یابند به خاطر آن است که دنبال چیزی ژرف و عمیق هستند.و به همین خاطر است که شما باید کتاب بیاندیشید و ثروتمند شوید را باید بیش از یک بار بخوانید.

تمام موضوع به این بستگی دارد که شما به چیزهایی که ناپلئون هیل می گوید باور دارید یا نه.باور مهمترین گام برای آغاز کردن این کتاب است زیرا در صورتی که شما به سخنان "هیل" باور نداشته باشید ، کارهایی را که گفته است نیز انجام نخواهید داد،قدرت آن را کشف نخواهید کرد و به راحتی راز را از دست خواهید داد!!اما اگر آماده باشید که سعی خود را در این راه بکنید،یعنی اینکه مطابق با دستورالعمل های کتاب پیش بروید شما شانس خود را برای ساختن یک زندگی واقعی به شدت افزایش داده اید.

ناپلئون هیل می نویسد که پسر او راز را با مطالعه ساده ی  فصل دوم درک کرده است ، پس حالا مطمئنیم که راز حتما" در فصل دوم وجود دارد.این فصل در مورد آرزو و اشتیاق است که هیل آن را نقطه ی شروع تمام موفقیت ها می داند.در این فصل شما فرمول ساده ی او را می بابید و فصول بعدی این کتاب هم در واقع تبیین و توضیح همین فرمول ساده ی موفقیت هستند.

"میل و اشتیاق رسیدن به ثروت با این فرمول شش مرحله ای و کاملا" عملی به موفقیت های مالی نامحدود تبدیل می شود:"

در آغاز نظری می افکنیم به اینکه چطور ناپلئون هیل این مراحل و گامها را معرفی می کند ، سپس هر کدام از آنها را مورد بررسی قرار می دهیم:

و این راز ناپلئون هیل است:
نخست:مقدار دقیق پولی را که می خواهید در نظر گرفته و ملکه ی ذهن خود کنید.نگویید که من مقدار زیادی پول می خواهم ، مقدار دقیق آن را معلوم کنید.(برای تعیین کردن مقدار دقیق پول یک دلیل روانشناسی وجود دارد که در فصول بعدی به آن پرداخته می شود.
دوم.دقیقا" مشخص کنید که برای به دست آوردن آن مقدار پول چه چیزی را حاضرید بدهید.(در عالم واقع شما بدون دادن چیزی نمی توانید چیز دیگری را به دست آورید)
سوم.زمان مشخصی را معلوم کنید که کی پول مورد نظر را به دست خواهید آورد.
چهارم.برنامه ی مشخصی را تدوین کنید تا به آرزوی خود برسید و بلافاصله چه آماده باشید چه نباشید بر اساس آن دست به کار شوید.
پنجم.عبارت خلاصه و کوتاهی را بنویسید که چقدر پول می خواهید ، تا چه زمانی آن را می خواهید،برای رسیدن به آن حاضرید چه چیزی را از دست بدهید و برنامه ی خود را هم برای رسیدن به پول به صورت خلاصه بنویسید.
ششم.عبارت نوشته شده ی خود را روزی دو بار با صدای بلند بلافاصله پس از بیدار شدن از خواب و درست پیش از خواب بخوانید،همانطور که می خوانید ببینید و احساس کنید و باور کنید که دارای مقدار پول آرزویتان شده اید.

حالا شما راز را می دانید و تنها یک قسمت مهم مانده ، کاری کنید که اتفاق بیافتد.منظور من این نیست که اتاق افتادن آن کار سختی است و یا شما قادر نیستید که این کار را عملی کنید.سختی کار در این است که ذهن خودآگاه شما(یک بار و برای همیشه) به دست آوردن این پول و اینکه شما راز را در اختیار دارید باور کند.

دیگر نیازی به دانستن چیزی ندارید ، چیزی که نیاز دارید عملی برای انجام دادن است.اگر که می خواهید راز برای شما کار کند شما باید دقیقا" مطابق با شش مرحله ی ذکر شده کار خود را شروع کنید.

حالا اجازه بدهید که هر کدام از این مراحل را دقیق تر بررسی کنیم:
مرحله ی اول:

نخست:مقدار دقیق پولی را که می خواهید در نظر گرفته و ملکه ی ذهن خود کنید.نگویید که من مقدار زیادی پول می خواهم ، مقدار دقیق آن را معلوم کنید.(برای تعیین کردن مقدار دقیق پول یک دلیل روانشناسی وجود دارد که در فصول بعدی به آن پرداخته می شود.

شما باید به مقدار حساسیت ویژه ای داشته باشید.ناپلئون هیل می گوید که برای این کار یک دلیل روانشناسی وجود دارد-این دلیل در مورد برنامه ریزی ذهن ناخودآگاه انسان است.بنابراین باند شوید و همین حالا این کار را انجام دهید.کار پیچیده ای نیست،چقدر پول می خواهید؟همین حالا آن را تععین کرده و بنویسید.
لازم نیست نگران آن باشید که این پول از کجا می آید،فقط آن را بنویسید.من توصیه می کنم که مبلغی را دو تا ده برابر درآمد فعلی خود بنویسید.دلیل نوشتن این مقدار باور پذیر کردن آن برای ذهن ناخودآگاه است تا امکان وقوع آن افزایش پیدا کند.
من نمی خواهم برای افکار شما محدودیت ایجاد کنم اما مقداری را بنویسید که می توانید باور کنید و زمانی که پی بردید که این روش کار می کند می توانید اهداف و مبالغ بزرگتری را برای خود در نظر بگیرید.

 
دوم.دقیقا" مشخص کنید که برای به دست آوردن آن مقدار پول چه چیزی را حاضرید بدهید.(در عالم واقع شما بدون دادن چیزی نمی توانید چیز دیگری را به دست آورید)

همانطور که می بینید او پیشنهاد می کند که برای رسیدن به هدف دست به عمل زده و کاری را انجام دهید.او از واژه ی دادن استفاده کرده است،چه چیزی را حاضرید بدهید تا به هدف خود برسید ؟
حالا این چیز چیست؟شما می توانید مدتی را به این فکر کنید که چه چیزی را در برابر رسیدن به این پول می توانید بدهید.اما دوست من ، جواب این سوال در درون شما قرار دارد و شما به سادگی می توانید آن را پیدا کنید،پس ژرف تر به آن بیاندیشید....

این:
  • زمان
  • مهارت
  • کالا
  • خدمات
  • خلاقیت
  • استعداد
  • تلاش
  • پول(سرمایه گذاری)
و یا هر چیز دیگری است.

سوم.زمان مشخصی را معلوم کنید که کی پول مورد نظر را به دست خواهید آورد.

دوباره موضوع باورپذیری در اینجا نمایان می شود.شما ممکن است فکر کنید که فردا زمان خوبی است ، اما آیا می توانید آن راباور کنید.این موضوع بسیار مهمی است زیرا بدون باور کردن شما نمی توانید ذهنتان و عملتان را برای رسیدن به به هدف بسیج کنید.
به یاد داشته باشید که شما بایستی یک طرح را پی ریزی کرده و سپس آن را اجرا کنید تا به هدف خود برسید بنابراین به یک برنامه ی زمانی باور پذیر نیاز دارید.پیشنهاد می کنم که با بازه ی زمانی شش ماه تا یک سال  شروع کنید.دوباره یادآوری می کنم که شما باز هم می توانید به این فرمول طلایی باز گردید البته زمانی که باور کردید که کار می کند.
در آینده شما می توانید هر برنامه ی زمانی را برای هر هدفی  تنظیم کنید اما به یاد داشته باشید که از باورپذیری تخلف نکنید.

موفق باشید
به امید دیدار شما در بلندترین قله موفقیت

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم تیر 1387ساعت 8:2  توسط محمد جواد محبی  | 

راز ناگفته ی ناپلئون هیل

سلام دوستان

از امروز قصد دارم تا مطالبی را که به بررسی نوشته های ناپلئون هیل و کتاب او "بیاندیشید و ثروتمند شوید" می پردازد به ترتیب در وبلاگ بگذارم.امیدوارم که مورد پسند واقع شود و همچنان منتظر نظرات شما هستم.

اگر پیش از این کتاب بیاندیشید و ثروتمند شوید ناپلئون هال را مطالعه نکرده اید به شما توصیه می کنم که حتما" آن را تهیه کرده و بخوانید.اگر به زبان انگلیسی تسلط دارید می توانید این کتاب را به صورت مجانی از اینترنت دانلود کنید.به خاطر داشته باشید که این کتابی کلاسیک برای خواندن صرف نیست.این کتابی است از اصول موفقیت بزرگترین انسانهایی که در تاریخ بوده اند و اگر به اصول گفته شده در آن عمل کنید ، قطعا" شما را ثروتمند خواهد کرد.
زمانی که من برای اولین بار این کتاب را خواندم آن را زمین گذاشته و فکر کردم.رازی که ناپلئون هیل مدام از آن صحبت می کند چیست؟آن نباید چیز غیر عادی باشد.با وجود آنکه در هر فصل کتاب از رازی صحبت شده است که پانصد نفر از بزرگترین مردان تاریخ را به ثروت رساند اما مردم زمانی که آن را می خوانند راز را پیدا نمی کنند.

ناپلئون هیل می گوید که برای دستیابی به این راز باید برای آن آماده شده باشی و به خاطر همین است که آن را آشکارا بیان نمی کند.او می گوید زمانی که خواننده ی کتاب آماده ی دریافت آن باشد ، این راز بسیار قدرتمند تر است.خوب اگر اینطور باشد دلیل اینکه این مطالب نوشته می شود تا راز را آشکار کند چیست؟

سوال خوبی است.جواب ساده ی این سوال این است که برای موفق شدن و رسیدن به ثروت و فراوانی در زندگی شما باید از حالت "مطالعه" به حالت "عمل" در آیید.
محتویات این کتاب شامل اطلاعاتی شبیه آن چیزی است که  بسیاری از میلیونرها برای رسیدن به ثروت از آن استفاده کرده اند و بنابراین درستی آنها ثابت شده است.اگر شما آماده اید تا سفر خود را به سمت دولتمندی آغاز کنید اولین چیزی که باید بفهمید این است که الان زمان عمل است.امیدوارم که پس از خواندن این مطالب به جایی برسی که درک کنی  تمام اطلاعات مهم برای ثروتمند شدن را در اختیار داری و زمان آن رسیده که نیروی بالقوه ی خود را آزاد کنی.

سعی این کتاب بر این بوده است تا به شما بقبولاند که ثروتمند شدن چیز بدی نیست.خنده دار به نظر می رسد؟اما نه ، وقتی که به افکارمان برمی گردیم و می بینیم که در مورد ثروتمندان چکونه فکر می کنیم ، آنگاه معنی این مانع ذهنی برای رسیدن به ثروت را بیشتر درک می کنیم.اگر هنوز در ذهن شما شکی وجود دارد باید بگویم که هیچ چیز غیر الهی در ثروتمند شدن نیست.پول تنها ابزاری است که در میان مردم می چرخد و ما همه به آن احتیاج داریم برای تهیه کردن لوازم و وسایلی که زندگی را برای ما آسان تر می کند.

شما می دانید اکثر جامعه  به ما القاء می کنند که ثروت به دلایلی همچون هوش ، موقعیت اجتماعی،نوع کسب و کار و غیره به دست می اید.اما اینطور نیست ، اگرچه اینها ممکن است فرصتهای بیشماری را در اختیار بگذارند اما دلیل ثروتمند شدن نیستند.اینجا نقطه ی حساسی است زیرا شما بایدبرای ثروتمند شدن این نظریات را کنار بگذارید و من امیدوارم که بتوانید.

آخرین موضوعی که پیش از رفتن سراغ خود راز دوست باید راجع به آن بگویم این است که برای ثروتمند شدن باید کارهای سخت انجام داد به عبارت دیگر ثروتمند شدن کار ساده ای نیست.اما اگر کار سختی نیست پس چرا همه ثروتمند نمی شوند؟جواب این سوال شرح واژه ی ساده ی راز در دو پاراگراف است که ناپلئون هیل می گوید برای به دست آوردن و درک آن باید آمادگی آن را پیدا کرد.

دلیل اول این است :  زمانی که اولین بار راز را می خوانید شاید فکر کنید به دست آوردن ثروت به همین سادگی که در کتاب گفته شده نیست.اگر اینطور فکر کنید و باور کنید شما هیچ وقت به دنبال انجام دستورالعمل های کتاب نمی روید و در نتیجه به نتایج دلخواه خود نمی رسید.شما باید از اینگونه فکر ها برحذر باشید چون ممکن است سالها شما را از مرحله پرت کند.

دوم اینکه دانستن راز به تنهایی کافی نیست شما باید ببینید که راز شما را به انجام چه کارهایی دعوت می کند.شما باید دست به عمل بزنید و اینجا مرحله ای است که اکثر مردم کنار می کشند.همین الان یک تصمیم جدی بگیرید که جزء معدود افرادی شوید که دست به عمل می زنند و از اطلاعاتشان ، استفاده می کنند.

خلاصه اینکه شما برای ثروتمند شدن باید سه کار را انجام دهید :
اول اینکه :شما باید باور کنید که راز را پیدا کرده اید،
سپس آن را بفهمید و
در آخر آن را به کار ببندید.
و این مطالب برای این نوشته می شوند تا به شما کمک کنند که این کار را انجام دهید.

فردا در مورد اینکه دقیقا" این راز چیست با هم صحبت می کنیم.

موفق باشید
به امید دیدار شما در بلندترین قله موفقیت.




+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم تیر 1387ساعت 9:17  توسط محمد جواد محبی  |